جمعی از اعضای گروه قاجر در پناهگاه بدر 1382

ورود به صفحه آلبوم خاطرات

11 نفر از اعضای هیئت و گروه قاجر مورخ89/7/23  خط الراس هواشناسی تا قله کولاوا را پیمایش نمودند.
 


روابط عمومی گروه کوهنوردی قاجر قروه

تاریخ اجرای برنامه : 23 مهر 1389

شرکت کنندگان (آقایان) : علی دولتی، مهدی اکبری، امیرحسین الماسی، شاهین خادم، پویا غفاری،علی معظم

شرکت کنندگان (بانوان) : انوان سکینه حاجیان، رویا دولتی، مهشید الماسی، نرگس دولتی، پرستو فعله گری(سرپرست)


ارسال شده در تاریخ جمعه 23 مهرماه 1389 - ساعت 18:26 نظرات (0)
5 نفر از اعضای هیئت و گروه قاجر در تاریخ 16 مهر 1389 غار دودزا را پیمایش نمودند.
غار دودزا (زرینه) در مرز بین استان همدان وزنجان قرار دارد.که البته در تقسیمات جغرافیایی جزو استان زنجان محسوب می شود. نزدیک ترین روستاها به این غار  زرین آباد (استان زنجان) و روستای آق بلاغ (استان همدان) است .
فاصله این غار تا همدان حدود135 کیلومتر است....




تاریخ اجرای برنامه : 16 مهر 1389

شرکت کنندگان (آقایان) : شهرام نعمتی ، داوود مفاخری، سامان مفاخری ، امیر شاهبداغی (شهرستان بهار همدان به عنوان راهنما)، رحمان مرادیانی (سرپرست)


ارسال شده در تاریخ جمعه 16مهرماه 1389 - ساعت 18:28 ادامه مطلب نظرات (0)
2 نفر از اعضای هیئت و گروه قاجر در تاریخ 1و2 مهر ماه 1389 بر روی تیغه شرقی پریشان سنگنوردی نمودند.
در این برنامه قله خرسه ریه به پریشان که به صورت دست به سنگ و دارای دیواره است به صورت آزاد صعود شد.


تاریخ اجرای برنامه : 1و2مهرماه 1389

شرکت کنندگان (آقایان) : شهرام نعمتی و محمد ظاهری (سرپرست)


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 29 اسفند 1389 - ساعت 18:29 نظرات (0)

9 نفر از اعضای هیئت و گروه قاجر در تاریخ 12 آذرماه 1389 به قله کلاغ لان در همدان صعود نمودند.


روابط عمومی گروه کوهنوردی قاجر قروه



تاریخ اجرای برنامه : 11و12آبان 1389

شرکت کنندگان (آقایان) : حمید یارویسی ، حسین عسگری ، کامبیز اقدامیان، شهرام نعمتی

شرکت کنندگان (بانوان) : لیلا صالحی ، یاسمن نعمتی ، الهه زارعی ، مهشید الماسی و لیلا مالکی ( سرپرست )


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 17 آذر 1389 - ساعت 11:13 نظرات (0)

نمايش پرده اي ديگر از فريب

اعضاء تیم نانگا بار دیگر پرده ای ازنمایش فریب  ,دروغ را به نمایش گذاشتند آقای سهند عقدایی در مطلبی  درسایت رسمی باشگاه دماوند تلاش نموده است تا با بیان مطالبی عجیب و غریب و بدور از واقعیت و در اساس حتی خارج از موضوع اصلی قدری خود را از فشار افکار عمومی جامعه کوهنوردی  رها کنند . در ابتداء این نوشته نویسنده با ذکر مطالبی همچون « در روزهای بعد عده ای از بزرگان و پیش کسوتان با ما تماس گرفتند و یا پیام می فرستادند که این گونه بی محابا حرف نزنید و تابازگشت به ایران صبر کنید و بعد سنجیده تر بگویید ... » و همچنین اشاره به حادثه گاشربروم و بیان عملکرد مسئول وقت فدراسیون کوهنوردی مبنی بر پنهان کردن حقایق در لحظات اولیه حادثه تلاش نموده تا به زعم خود مقداری فضای سنگین ایجاد شده ناشی از دروغ پردازیهای خود را تلطیف کند . و با فراموش کار دانستن جامعه کوهنوردی خود را مظلوم جلوه داده که گویا قربانی ستم کاری دشمنان شده اند .!  اما غافل از اینکه تناقض گویی آنها در زمان حضور در پاکستان و هنگام حضور در ایران مثل روز روشن است و تنها کافی است به مطالبی که آنها در سایت رسمی انجام برنامه و بعد ها در رسانه ها گفته اند مروری شود . و البته آقای عقدایی باز تکلیف خوانندگان را روشن نکرده و نگفته است که سرانجام کدام اظهار نظر آنها را در مورد حادثه  نانگاپاربات باید باور کنند .
نویسنده که سعی کرده در تخریب خانواده و دوستان سامان سنگ تمام بگذارد در بخش بعدی به خلق پروژه ای جدید در فرهنگ دروغ پردازی پرداخته است « ... پس از حادثه و بازگشت تیم به تهران نیز این رفتار خانواده ( سامان ) همچنان تداوم یافت و ایشان با اصرار زیاد می خواستند که در پوسترها سامان بعنوان بازگشاینده مسیر اعلام شود گو اینکه این مسیر سالها قبل توسط تونی کین شوفر گشایش شده بود ... » براستی اینگونه ادعای سراسر کذب را چه می توان نامید ؟ آقای عقدایی شما و دوستانتان بخوبی باید بخاطر بیاورید که خود شما ( اعضا تیم ) بودید که در لحظات قبل وبعد از حادثه به حضور قدرتمندانه سامان در مراحل اولیه صعود اشاره می کردید و این خود شماها بودید که بنابه هر دلیل که باید خود بگویید در پوسترها ی خود و در صحفه اول سایت رسمی برنامه از سامان بعنوان بازگشاینده مسیر نام بردید و نسبت دادن این موضوع به خواست وفشار خانواده سامان یک فضاحت اخلاقی است و تمامی خوانندگان و کوهنوردان می توانند بامراجعه به سایت قاجر مشاهده کنند که ما در کجا به بزرگ نمایی کار سامان خارج از ظرفیتش بعنوان یک کوهنورد پرداخته ایم . سامان بعنوان یک کوهنورد جوان و باانگیزه در اولین صعود خارج از کشور خود ، ناخواسته در مرکز یک حادثه قرار گرفت . حادثه ای که به ناپدید شدن او منجر شده و یکی از بحران های بزرگ اخلاقی  در جامعه کوهنوردی ایران خلق شد که خالق این حادثه کسی نبود جز اعضاء تیم صعود به نانگا.
و ما بر این باوریم که قربانیانی همچون سامان نعمتی روزنه  های هستند برای درک بهتر این انحرافات و کمک به شکل گیری عزمی جدی برای ریشه کن کردن این میوه تلخ و مسموم کننده که از درون کوهنوردی ایران را از رشد واقعی دور می کند .
اما نکته جالبتر اینکه در بخش بعدی نویسنده در جایگاه یک تحلیل گر روان شناس با رویکرد جامعه شناسانه قرار گرفته و به تحلیل رفتار خانواده  و دوستان و هم شهریان سامان می پردازد و می گوید « ... خانواده ، دوستان و همشهریان پرشماری که برای رسیدن سامان به قله از هیچ کمک و تشویقی فروگذاری نکردند و تمام آمالشان در ایستادن او بر آن کوه دشوار خلاصه شده بود حالا با فقدان او روبرو شده بودند که خود نتیجه مستقیم همان تلاش بود تلاشی که می خواست به بزرگ شدن نماینده و سمبلشان و به تبع آن جمع خودشان بیانجامد و حالا به نیستی او بی آنکه مقصودی حاصل شده باشد منجر شده است .... » واقعا جای بسی تعجب است آقای عقدایی با این حرف ها در پی چیست ؟ خوشحالی برای موفقیت یک همشهری و متاثر شدن از حوادث تلخ موضوعی عجیب در فرهنگ ما ایرانیان نیست که بخواهند از آن بعنوان فضای توطئه نام ببرند.. این واکنش توام با عصبانیت این آقایان تا حدی قابل درک است چون که مرجع رسمی یعنی فدراسیون رسما صعود به قله را توسط این افراد رد کرد و آشکار شدن این دروغ بزرگ مشکل پیچیده ای  است که این افراد بجای پاسخ دادن به آن ، چاره را تحلیل روانی مجموعه از افراد دانسته اند تا شاید حداقل خود باور کنند که در دام توطئه افتاده اند ، البته با این شیوه می توان انتظار داشت در مرحله بعدی کار به تحلیل اخلاقی ادبی هنری سیاسی ... خانواده و همشهریان سامان رسانده شود ! !!
خانواده سامان و دوستان او تنها و تنها حقیقت را می خواستند و اینکه این حادثه بدون تحلیل و بررسی رها نشود . اینکه با تحلیل و بررسی حوادث فرصت اصلاح و کسب تجربه فراهم آید اینکه جان انسانها ارزشمند است و باید در جهت کاهش حوادث گام برداشت اینکه مسئولیت پذیری و پاسخگویی بر فضای ورزش کوهنوردی حاکم شود و نه دروغ پردازی و فریب. اما هیچ کدام از این خواست های منطقی عملی نشد . چه از سوی اعضاء تیم نانگا و چه مسئولین وقت انجمن ، باشگاه دماوند و حتی فدراسیون ، تنها آن را به مرور زمان سپردند یکی با دروغ و دیگری بابی تفاوتی و فراموش کردن نقش و رسالت خود.


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 15 آذر 1389 - ساعت 12:44 نظرات (0)
در تاریخ 1389/8/27 دوازده نفر از اعضای هیئت و گروه قاجر از جبهه جنوبی به قله 3896 متری کرکس واقع در ارتفاعات کشه (نطنز) صعود نمودند.





روابط عمومی گروه کوهنوردی قاجر قروه

تاریخ اجرای برنامه : 27 آبان 1389

شرکت کنندگان (آقایان) : فریدون الماسی، کامبیز اقدامیان، مهدی لقایی، رامین سنگین آبادی، حمید یارویسی، آرش علیزاده

شرکت کنندگان (بانوان) : : الهه زارعی، سکینه حاجیان، مهشید الماسی، ژیلا عزیزی، ایلناز صمدی، لیلا صالحی (سرپرست)


ارسال شده در تاریخ 29 آبان ماه 1389 - ساعت 10:58 نظرات (1)

در تاریخ 21 آبان 1389 ، 15 نفر از اعضای هیئت و گروه قاجر به قله 3100 متری آسمان دول از ارتفاعات بدر صعود نمودند.



روابط عمومی گروه کوهنوردی قاجر قروه



تاریخ اجرای برنامه : 21 آبان 1389

شرکت کنندگان (آقایان) : رامین سنگین آبادی ، مهدی لقائی ، کورش دره وزمی ، مشتاق لقایی ، سعید کریمی ، مهدی ضیایی ، امیدرضایی ، علی دولتی ، شاهین خادم ، آریا بهرامی ، مصطفی خالدیان .

شرکت کنندگان (بانوان) : لیلا صالحی ، سکینه حاجیان ، زهرا ورمقانی ، مهشید الماسی ( سرپرست )،


ارسال شده در تاریخ جمعه 21 آبان ماه 1389 - ساعت 11:07 نظرات (0)

سرانجام فريبي بزرگ در كوهنوردي ايران

 سرانجام پس از گذشت ماه هااز حادثه تلخ نانگاپاربات فدراسیون کوهنوردی بر اساس درخواست دستگاه قضایی رسما اعلام کرد که تیم نانگاپاربات موفق به فتح قله نشده است.موضوعی که از همان اول نیز صراحتا ازسوی فدراسیون در برنامه زنده تلویزیونی اعلام شد اما در مقابل اعضاء تیم و حامیان سرسخت شان همچون باشگاه دماوند و انجمن کوهنوردان ایران این موضوع را رد کرده و نشان دادند حتی تمایلی به بررسی کارشناسی این صعود و حادثه ندارند و در هر فرصتی به مخالفت فدراسیون با کوهنوردی آزاد اشاره می کردند.  موضع اعضاء تیم نانگا قابل درک است که در پی دروغ پردازی های اولیه خود در مورد سامان و حادثه ناپدید شدن او وارد یک چرخه تکرار دروغ  شدند تا با استفاده از حمایت  حامیان شیفته و شیدای خود موضوع شامل مرور زمان شده و بفراموشی سپرده شود. اما واکنش باشگاه دماوند و انجمن کوهنوردی ایران جای بسی تاسف دارد که این مجامع رسمی و مدعی سکانداری ورزش حرفه ای کوهنوردی در ایران ، چگونه در مقابل یک انحراف اخلاقی بزرگ در جامعه کوهنوردی این گونه ظاهر شدند و بجای اینکه با صدای بلند  و پیگیرانه پدر زنده یاد سامان مبنی بر بررسی جدی و بیطرفانه این حادثه هم آوا شوند . در هر فرصتی تنها برای این تیم هورا کشیدند و دیگران را تلویحا به کج اندیشی و غرض ورزی و احساسی نگریستن متهم کردندحتی پس از ارائه نتیجه تحقیق تیم جستجو مبنی بر دروغ بودن بسیاری از اظهارات اعضاء این تیم باز سکوت کردند و از یاد بردند که چه وظیفی دارند. این افراد گویا تنها وظیفه شان دست زدن برای فاتحان است .
و در این مرحله که بلاخره فدراسیون توانست از لاک مصلحت اندیشی و بی تحرکی خارج شود و رسما اعلام نظر کند . انجمن کوهنوردان یکی از حامیان تیم نانگا سکوت کرد .اما باشگاه دماوند قدمی فراتر رفته و در یک بیانیه سعی کرده با کلی گویی و برخی مستندات واهی و بدور از حقیقت اعتبار اظهار نظر رسمی فدراسیون را در نزد افکار عمومی بی اعتبار کند . تا بقول تمثیل معروف از این ستون تا آن ستون  .. بلاخره این مرحله نیز طی شود.  در این بیانیه آمده که از ما یعنی باشگاه دماوند دعوت بعمل نیامده است البته شاید بظاهر این درخواست منطقی بنظر برسد اما نکته اینجاست که فدراسیون بعنوان یک مرجع رسمی بر اساس همان مدارک ارائه شده اعضاء تیم نانگا در یک بررسی کارشناسی نظر رسمی خود را بیان کرده اند و دیگر بودن یا نبودن مسئولین باشگاه دماوند چه تغییری خاصی قرار بود بدهد مگر اینکه باشگاه دماوند بخواهد که این جلسه کاملا تحت نفوذ آنها برگزار شده و به جلسه ای فرمایشی مبدل می شد . و یا از قدرت چانه زنی خود درمسیرمورد نظر بهره برد. اعضاء تیم نانگا همه مدارک خود را رو کرده اند و دیگر قرار بود چه چیز تازه ای ارائه دهند شاید تنها استفاده از قدرت و نفوذ چانه زنی و ایجاد انحراف در حقیقت .
همچنین به دریافت گواهی صعود از سوی آلپاین کلاب پاکستان اشاره شده است در حالیکه که نخ نما شدن این ادعاء و این مدرک برای هر کوهنورد ی آشنا ثابت شده است . در جریان حضور تیم جستجو در پاکستان میرغنی آفیسر تیم نانگا پس از گفتگو با اعضاء تیم جستجو و دیدن عکس هاو فیلم های مورد ادعا تیم نانگا مبنی بر صعود ، عنوان کرد من به حرف آنها ( تیم نانگا ) اعتماد کردم ولی آنها به من دروغ گفتند . که در همان زمان در کنار اعضاء تیم جستجومیرغنی در تماس تلفنی با سهند عقدایی اعتراض خود را اعلام کرد . و جالب اینکه پس از این موضوع سهند عقدایی در یک اظهار نظر عجیب گفت که میرغنی بعدا گفته برای دلسوزی و از روی ترحم آن حرف ها را به تیم جستجو زدم. خوب  گواهی این تیم در اینچنین فضای تایید شده که هر طرف موضوع را در نظر بگیری بی اعتباری این مدرک را در پی دارد .در این بیانیه به تایید شدن این صعود توسط ده کوهنورد برجسته اشاره شده در حالیکه تا این لحظه نام و نشانی از این افراد برده نشده است ؟ و اما در مورد اطلاعات چی پی اس که مسئولین باشگاه دماوند یا خبر ندارند یااز یاد برده اند که قبل از رفتن تیم جستجو به پاکستان آقای شهرام نعمتی بارها از آقایان کاظم فریدیان و احسان پرتونیا درخواست کرد که اطلاعات چی پی اس خود را در اختیاراین تیم قرار دهند اما هیچگاه این درخواست عملی نشد که در این رابطه دو فرض اساسی وجود دارد یا اینکه اصلا تیم به قله نرفته و یا اینکه هیچ تمایلی به یافته شدن اثری از سامان ندارند که در هر دو حالت یک فاجعه اخلاقی است و مسئولین محترم باشگاه دماوند چه توضیحی برای این موضوع دارند؟ در بخشی دیگر از این بیانیه به فاقد صلاحیت بودن برخی از افراد دعوت شده اشاره شده باز بدون ذکر نام و دلیل ؟ البته نباید از یاد برد که در فصلنامه شماره 59 در مطلبی تحت عنوان  جوابیه تیم نانگا نوشته خانم اسفندیاری ، وی عنوان کرده که آقای کیومرث بابازاده در جریان گشایش مسیر در برودپیک عکس صعود به قله تیم نانگا را به کوهنوردان خارجی نشان داده است و آنها صعود به قله را تایید کرده اند . خوب نکته اینجاست که خود آقای بابازاده در جلسه فدراسیون حضور داشته  ، پس چرا نتوانسته از این مدرک بعنوان سندی متعبر دفاع کند ..موضوعی دیگر که مسئولین باشگاه دماوند بیان کرده اند ضرورت ارائه مدارک و مستندات و مشروح مذاکرات ثبت شده در جلسه فدراسیون است . جالبه ، این همه مدارک ارائه شده شامل مقایسه عکس ها ی صعود تیم ها دیگر ، نداشتن اطلاعات چی پی اس ، اظهارات افراد مطلع در زمان حضور تیم جستجو در پاکستان ، ساختگی بودن فیلم صعود هنگام رسیدن به قله  ارائه شده و همچنین در نظر گرفتن اظهارات متناقض و مبهم اعضاء تیم از زمان بروز حادثه تا بحال ، باز مسئولین باشگاه دماوند نمی خواهند حقیقت را پذیرا باشند و این بار به ضرورت ارائه شدن مشروح مذاکرات جلسه  اشاره کرده اند .! مسئولین باشگاه دماوند و همچنین انجمن کوهنوردی ایران نخواستن بپذیرند که آنها در مقابل این حوادث و مشکلات مسئول هستند و باید در مسیر روشن شدن حقیقت گام بردارند تا مسیر رشد و توسعه کوهنوردی مسئولیت پذیر و سازنده در ایران هموارتر شود . و بهترین قدم شنیدن صدای پدر سامان بود که در بسیاری از اوقات به تنهایی می گفت که نباید اجازه داد این حادثه بدون درس گرفتن به فراموشی سپرده شود . و شما سرداران کوهنوردی ایران همواره با کارد بسته او را به سمت تنها راه ممکن یعنی پیگیری قضایی سوق دادید. متاسفانه نکته  ای بوضوح در مورد این حادثه و حوادث دیگر مشاهده می شود مصلحت اندیشی فردی و گروهی است که به قیمت نادیده گرفتن حقوق قربانیان حوادث و جامعه کوهنوردی  هر حادثه ای را به فراموشی می سپارد .  ( عکس زیر متعلق به عظیم قیچی ساز بر فراز قله نانگاپاربات )

 

 


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 23 آبان 1389 - ساعت 13:12 نظرات (0)

بارها گفته

جلسه فدراسیون در خصوص برنامه صعود تیم باشگاه دماوند به نانگاپاربات؛
 تصاویر ارائه شده دال بر صعود تیم باشگاه دماوند به قله نانگاپاربات نمی باشد

بنا بر درخواست مرجع قضایی از فدراسیون در خصوص برنامه صعود تیم باشگاه دماوند به قله نانگاپاربات که منجر به مفقود شدن یکی از اعضای این گروه گردید و پرسش در خصوص صعود یا عدم صعود این تیم به قله، فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی با حضور جمعی از کارشناسان و پیش کسوتان تشکیل جلسه داد.

در این جلسه که ۳ ساعت به طول انجامید؛ فیلم ها و عکس های ارائه شده توسط تیم باشگاه دماوند و تصاویر صعود اخیر به قله «نانگاپاربات» مورد بازبینی و بررسی قرار گرفت و در مجموع نتیجه ی بررسی ها بر اساس فیلم ها و عکس های ارائه شده مؤید این بود که این تصاویر دال بر صعود تیم باشگاه دماوند به قله نانگاپاربات نمی باشد.

 حاضرین در جلسه عبارت بودند از: رئیس فدراسیون محمود شعاعی، هادی صابری، مهدی داورپور، پوریا پرچمی، رضا کفاش، سیدمرتضی موسوی، کیومرث بابازاده، مهدی شیرازی و حسین رضایی جهت ثبت و ضبط جلسه.

منبع : سایت فدراسیون کوهنوردی


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 4 آبان 1389 - ساعت 13:20 نظرات (0)

چاپ تمبر زنده یاد سامان نعمتی

اعضاءگروه کوهنوردی پیام پست سنندج در هنگام برگزاری مراسم یاد و خاطره سامان نعمتی در شهرستان قروه وعده دادند که جهت گرامیداشت یاد این کوهنورد برجسته استان نسبت به چا پ تمبر بنام وی اقدام و پیگیری نماید . که چند روز پیش یک سری از این تمبرهای چاپ شده را دریافت کردیم.لذا برای این کار ارزشمند و ماندگار  از تمامی اعضاء محترم گروه کوهنوردی پیام سنندج کمال تشکر را داریم.


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 27 شهریور 1389 - ساعت 14:32 نظرات (0)