عضویت در باشگاه قاجر

شنبه مورخ 12/5/87 ساعت 23 اعضای تیم وارد ایران شدند، فرودگاه مملو از جمعیتی بود که هر یک در انتظار دیدار عزیز خود لحظه شماری می کردند، ما نیز یعنی اعضای گروه کوهنوردی قاجر در آنجا بودیم.

 

- بودیم تا شاید حضورمان اشاره ای باشد هر چند مختصر و کوچک به منش و همیت بزرگ سامان این دوست و همنورد عزیز و همیشه جاوید گروه با همتی به بلندای مرتفع ترین قله ی جهان و عزمی به سرسختی سخت ترین آنها.

 

- بودیم زیرا که خوب می دانستیم، خواسته سامان بر این است تا در آغوش کشیم این افتخار ملی را و نیز غرق در شادباش و تبریک نماییم همنوردان او را.

 

- بودیم تا با اشکهایمان بدرقه کنیم تصویر سامان را به این امید که روزی به استقبال او خواهیم آمد و این بار با لبانی خندان و چشمهایی پر ز اشک.

 

- و بالاخره بودیم به امید یافتن پاسخی از دلیل تنهایی سامان عزیزمان.


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 27 مرداد 1387 - ساعت 00:47 ادامه مطلب نظرات (0)
و حکایتی از داستان امداد رسانی باشگاه دماوند باشگاهی با 55 سال سابقه درخشان کوهنوردی

 

  ساعت 10 صبح روز جمعه 28 تیر ماه بود که خانم خلیلی مسئول روابط عمومی باشگاه دماوند با خانواده نعمتی تماس گرفت:   " سامان دیروز ساعت 8 و 30 دقیقه از گروه جدا شده تا به سمت قله حرکت کند"

.... به راستی سامان در آن لحظات به چه فکر می کرده آیا حتی برای لحظه ای تصور کرده است که از این به بعد تنها خواهد بود، البته که خدا هست...

ادامه مطلب را در "ادامه متن" بخوانید.


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 27 مرداد 1387 - ساعت 00:46 ادامه مطلب نظرات (1)
تناقض و ابهام در اخبار مربوط به ناپدید شدن سامان در نانگاپاربات و نحوه امداد رسانی همه را تا حدی مات و مبهوت کرده است و اینکه این رویه آخر به کجا خواهد رسید و چه پیام تکمیلی خواهد داشت؟

البته در این زمان نمی خواهیم به این موضوعات بپردازیم زیرا سنگینی مطالب ضد و نقیض عنوان شده و مقصر تراشی ها در مقابل نبود سامان چیزی به حساب نمی آید که فکر خود را به آن مشغول کنیم، هر چند که این موضوعات در زمان مناسب جهت اصلاح جامعه کوهنوردی نیازمند  بررسی می باشد.


ادامه مطلب را در "ادامه متن" بخوانید.



ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 27 مرداد 1387 - ساعت 00:42 ادامه مطلب نظرات (0)
بیوگرافی
سامان نعمتی در سال 1360 در شهر قروه دیده به جهان گشود و از همان اوان کودکی دل به کوه سپرد و ارتفاعات شهر قروه را در کنار پدر و عموی خود تجربه کرد، احداث پناهگاههای بدر و پریشان نقطه عطفی دیگر در فعالیتهای کوهنوردی سامان بود، او با همه ی خردسالی به همراه دیگران در ساخت این دو پناهگاه مشارکتی جدی و چشم گیر داشت، در همین ایام به عنوان جوانترین عضو گروه قاجر به اکثر قلل قروه و همدان صعود کرد، او که در پانزده سالگی به سنگ نوردی روی آورده بود با گذراندن کارآموزی سنگنوردی در هجده سالگی فضای وسیعتری را پیش روی خود دید، جایی که بتواند با بسیاری از محدودیت های حاکم بر زندگی ماشینی محور مبارزه ای آرام و بدور از سروصدا داشته باشد.

ادامه مطلب را در "ادامه متن" بخوانید .


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 27 مرداد 1387 - ساعت 00:30 ادامه مطلب نظرات (6)