در ابتداء لازم میدانیم از تمامی کسانی که ما را در این برنامه یاری داده اند کمال تشکر و قدردانی را داشته باشیم و توفیق روز افزون همه این عزیزان و بزرگواران را که بدون یاری آنها ما قادر به انجام این مهم نبودیم ، از درگاه خالق یکتا خواستاریم . گروه کوهنوردی قاجر قروه کردستان ، هیات کوهنوردی شهرستان قروه ، اداره تربیت بدنی شهرستان قروه ، جمعیت هلال احمر شهرستان قروه ، جناب آقای ایوب وند (تولیدی تجهیزات کوهنوردی شیلر) ، شرکت ایرانگردی ، جهانگردی و طبیهت گردی سرزمین خورشید ، مهندس نیازی مدیر عامل شرکت کردستان سبز و جناب آقای وفا فریدونیان و سایر عزیزان
گزارش تیم جستجو گروه قاجر نانگاپاربات 88 (جهت بازخوانی )
در تابستان سال ٨٧ در جریان صعود یک تیم ایرانی برای اولین بار به قله نانگاپاربات در پاکستان سامان نعمتی یکی از اعضای تیم در هنگام صعود به قله ناپدید شد.
شرح حادثه توسط همنوردان سامان در جریان صعود ، نه تنها نتوانست توضیحی کافی برای این حادثه باشد بلکه بدلیل تناقض گویی ، ابهامات بیشتری را پیرامون این حادثه ایجاد کرد ، به گونه ای که خانواده سامان ، هیأت کوهنوردی و گروه قاجر قروه با بررسی همه ی این اتفاقات به این نتیجه رسیدند که یک تیم جستجو جهت یافتن نشانی از سامان و همچنین بررسی این اتفاق از نزدیکتر، به منطقه اعزام شود. تشکیل تیمی این چنین و تهیه ی مقدمات ، کاری سخت و طاقت فرسا بود. از فدراسیون درخواست همکاری شد که به تصویب مسؤلین فدراسیون نرسید. و در نتیجه گروه قاجر ، خانواده سامان و هیأت کوهنوردی به تنهایی مقدمات کار را فراهم کردند. و با وجود موانع زیاد به لطف خداوند و تصمیم راسخ اعضای تیم هم مسائل برطرف شد. پس از مهیا شدن مقدمات کار از جمله آماده سازی تیم ، تهیه تجهیزات ، عقد قرارداد با شرکت جهانگردی سرزمین خورشید ، لازم دیده شد ضمن استفاده از تجارب کوهنوردانی که به قلل بالای هشت هزار متر صعود کرده اند از اطلاعات تیم صعود کننده به نانگاپاربات استفاده شود. بر این اساس در اوایل خرداد با احسان پرتوی نیا ، کاظم فریدیان از اعضاء تیم سال ٨٧ مذاکره شد که اطلاعات مسیر حرکت تیم را که در سال گذشته توسط GPS ثبت شده در اختیار تیم جستجو قرار دهند. اما با وجود قول مساعد در عمل به واقعیت نپیوست. و در هر تماس به بهانه ای از دادن این اطلاعات خودداری کردند! اما این مسئله نیز نتوانست خللی در عزم راسخ اعضاء تیم جستجو وارد بیاورد. پس از هماهنگی های لازم قرار شد که همزمان با حضور اولین تیم های خارجی در نانگاپاربات تیم جستجو نیز در منطقه حضور یابد.

با حضور تیم جستجو در پاکستان برنامه کار دنبال شد. و در خصوص یافتن نشانی از سامان تیم جستجو مسیر بیس کمپ تا قله را طی نمود، که متاسفانه بدلیل برف زیاد اثری بدست نیآمد . که گزارش روزانه این برنامه را در بخش پایانی این گزارش میخوانید.
همزمان با جستجو ، موضوع دیگری که مورد نظر تیم بود بررسی ابهامات حادثه سال گذشته بود. که در این رابطه مسائل قابل توجه ای بدست آمد . که در این گزارش بصورت خلاصه به آنها اشاره می کنیم.
1- اعضاء تیم صعود کننده به نانگا در سال گذشته مدعی هستند که پس از رسیدن به قله هوا خراب شده است و در میان برف و بوران کمپ 4 را پیدا کرده اند . در حالیکه پس از حضور تیم جستجو در بیس کمپ مشخص گردید که از هنگام بروز حادثه ناپدید شدن سامان تا 2 روز بعد هوا کاملا خوب بوده است . که اظهارات شاهدان محلی در بیس کمپ نانگا کاملا گویا است .
2- کاظم فریدیان در خصوص علت لغو عملیات امداد عنوان نموده است که هایپرترهائی که برای امداد آمده بودند کارگران مزرعه بوده و تجهیزات لازم را نداشته اند اما حال مشخص شده است که افراد مورد نظر آقای فریدیان کسانی بوده اند که قلل کاشربروم 1و2 را صعود کرده و مسیر را تا کمپ 4 ثابت گذاری کرده اند و در کمپ 4 نیز بعنوان پشتیبان حضور داشته اند.
3- ناتوانی پرواز هلی کوپترها ی پاکستان به ارتفاع بالاتر از 6000 متر مسئله ای دیگر بود که مورد بررسی قرار گرفت . سال گذشته اعضائ تیم ایرانی عنوان نمودند که هلیکوپترهای پاکستان نمیتوانند به نقطه ای که سامان ناپدید شده است پرواز کنند اما امروز مشخص شده که این موضوع سخنی واهی و بدور از واقعیت است و اعضای تیم جستجو در بیس کمپ شاهد پرواز هلیکوپتر امداد بر فراز نانگا بودند. و خلبان هلیکوپتر پاکستانی که در جریان جستجوی کوهنورد کره ای در بیس کمپ حضور داشت در گفتگو با تیم جستجو عنوان نمود که وی سال گذشته در رابطه با جستجو و امداد برای سامان امدادگران را به بیس کمپ آورده است و میگوید که پاکستان با همین هلیکوپترها امداد رسانی میکند و برای پرواز روی نانگا هیچ مشکلی نداشته و میتوان بسته های مواد غذایی و..را از هلیکوپتر بیرون انداخته و نفر را هلی برد کرد. این خلبان در خصوص اینکه چرا در مورد سامان عملیات پرواز ی انجام نشد جواب داد که کسی از من نخواست ؟

4- مسئله دیگر موفقیت تیم ایران در صعود به قله است . که پس از نشان دادن فیلم ها و عکس های تیم ایران به کوهنوردان خارجی و افراد محلی در بیس کمپ همگی بدون استثناء عنوان نمودند که این عکسها متعلق به قله نیست . و حتی پس از دیدن عکسها میر غنی راهنمای تیم ایران در سال گذشته بصورت اعتراضی با سهند عقدائی تماس گرفت. میر غنی عنوان مینماید که بر اساس رابطه اعتماد آمیزو بدون دیدن عکسها ی صعود ،بنابر گفته خود اعضاء تیم ، صعود آنها را تائید نموده است .
تیم جستجو در رابطه با همین مطالب عنوان شده به اندازه کافی مدارک معتبر در اختیار داشته و آمادگی جهت ارائه آنها را دارد تا مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد . مسئولیت گریزی و عملکرد بدور از اخلاق کوهنوردی و پنهان کردن حقیقت و تلاش برای فریب افکار عمومی و بدتر از اینها بزرگ نمایی برای یک صعود ناموفق و مملو از خطا و نقص ، کارنامه این تیم ( صعود به نانگا در سال 87) بحساب می آید و در کمال ناباوری مسئولین باشگاه دماوند و انجمن کوهنوردی یعنی همان کسانی که باید در جهت روشن شدن حقیقت این ماجرا و تلاش برای تقویت اخلاق کوهنوردی و تقویت پایه های این ورزش براساس اصول انسانی گام بردارند به مدافعان این روند انحرافی تبدیل شده اند .
گزارش روزانه صعود تیم جستجو ( شهرام نعمتی )
۱۵ خرداد : ساعت 30/18 از طریق فرودگاه امام رهسپار بحرین و سپس اسلام آباد (پاکستان) شدیم در فرودگاه پاکستان مورد استقبال نماینده شرکت ATP قرار گرفتیم . در ملاقات مسؤلین شرکت ATP عنوان شد که یک کوهنورد با تجربه پرتغالی همزمان باما در نانگاپاربات حضورخواهد یافت که پس از تماس با وی در اسلام آباد و تشریح برنامه تیم جستجو این کوهنورد آمادگی خود را جهت همکاری کامل با ما اعلام کرد.
جو گارسیا (Joao Garcia) اولین تجربه هیمالیا نوردی را در قله چو ایو در سن ۲۳ سالگی بدست آورده بود.وی پس از صعود موفق به ۱۲ قله ی بالای هشت هزار متری تجارب زیادی اندوخته بود و پیوستن او به تیم جستجو وضعیت بهتری را ایجاد کرد.جو گارسیا در نظر داشت که پس از صعود به نانگا در بهار سال ۸۹ به آناپورنا صعود کند.لازم بذکر است که وی ده انگشت دست و دو انگشت شصت پا و بینی خود را بعد از فتح قله اورست ودر برگشت و هنگام جستجو برای کوهنورد ناپدید شده اسپانیایی ( نرسیده به کمپ چهار ) از دست داده است .
۲۴ خرداد : ساعت 25/14 بهمراه عبدالمنان (راهنما) و آرمان شاه (آشپز) با مینی بوس از اسلام آباد به سمت چیلاس حرکت کردیم .مسیر حرکت جاده ای باریک و پر از چاله بود به گونه ای که حداکثر سرعت مینی بوس ٧۰ کیلومتر در ساعت بود. پس از یک ساعت گردنه ای جنگلی و پوشیده از درختان کاج های سر به فلک کشیده نمایان شد.جاده خلوت ، طبیعت زیبا و نگاه متفکرانه اعضاء تیم به اطراف ، ترکیبی زیبا را خلق کره بود. که هیچکدام از افراد داخل مینی بوس رغبتی به برهم زدن این فضا نداشتند. شهر بی شام محل توقف بعدی ما بود.که ساعت ۲۳ به آنجا رسیدیم و شب را در هتل این شهر بسر بردیم .
25 خرداد : پس از صرف صبحانه ساعت ۵ صبح به سمت چیلاس راه افتادیم .در مسیر رودخانه عظیم ایندوس قرار داشت که به تناوب در سمت چپ و راست ، حرکت مینی بوس دیده می شد.پل های مسیر با طولی حدود ۲۰۰ متر و عرض بسیار کم جلب توجه می کرد زیرا که بدون استفاده از ستون ساخته شده بودند.این رودخانه عظیم همچون اژدهائی بزرگ ، خروشان و پر تلاتم در امتداد دره عظیم قره قورم در جریان بود.ساعت 30/12 دقیقه به شهر چیلاس رسیدیم . و به محل اسکان کوهنوردان رفتیم. در هتل یک گروه ۳۰ نفره از کوهنوردان خارجی از کشورهای اتریش ، آلمان ، اسپانیا ، ایتالیا و کانادا حضور داشتند این افراد نیز مسافران بیس کمپ نانگاپاربات بودند. به محض ورود به هتل محمد علی و امین الله دو های پورتر به ما ملحق شدند.بدلیل رفتن باربرهای بیس کمپ با تیم های خارجی حرکت ما به سمت بیس کمپ در ۲۶ خرداد به روز بعد موکول شد.
۲٧ خرداد : ساعت 30/4صبح با یکدستگاه جیپ فرسوده به طرف بیس کمپ حرکت کردیم ساعت 30/8 صبح روز بعد از عبور از روی یک پل چوبی مسیر ماشین روبه آخر رسید. در این قسمت باربرهای بیس کمپ منتظر ما بودند و بهمراه آنها که بارها را حمل می کردند پیاده روی آغاز شد . ساعت ۱۳ به کمپ پیاده روی درروستای سِر رسیدیم. که بقیه روز را به استراحت پرداختیم.
۲۸ خرداد : ساعت ٧ صبح از روستای سر بطرف بیس کمپ براه افتادیم. پس از عبور از چندین روستا که خانه هایشان همانند منطقه اورامانات با سنگ و بصورت خشکه چین ساخته شده بود وارد جنگلی بزرگ شدیم که پوشیده از درختان بید و کاج بود. در ادامه به یک چمن زار مسطح که محل چرای دام های روستاییان در فصل گرم سال بود رسیدیم. یخچال ها در سمت راست ما نمایان بودند. در این زمان بارش نم نم باران آغاز شده بود. ساعت 30/13به بیس کمپ رسیدیم. تیم های اروپایی چادرهای خود را برپا کرده بودند. بیس کمپ پوشیده از برف بود ارتفاع برف به ۶۰ سانتی متر می رسید ، پس از پاک کردن برف به اندازه مورد نیاز چادرها را دایر کردیم. در کنار چادرهای انفرادی دو چادر بزرگ برای آشپزخانه و نهار خوری زده شد. پس از انجام کارهای لازم در استقرار تیم در بیس کمپ ساعت 30/21 پس از صرف شام به چادرهای خود رفتیم.
۲۹ خرداد : بارش برف با ارتفاع ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر روی چادرها را پوشانده بود و همچنان برف در حال باریدن بود. بعد از ظهر بارش متوقف شد و آفتاب ضعیفی در حال تابیدن بود. مسیر صعود تا کاسه مازینو دیده می شد.پس از مدتی هوا صاف شد و برای اولین بار قله را دیدیم.قله ای که با نام سامان پیوند خورده است.
۳۰ خرداد : هوا امروز کاملاً صاف بود و آفتاب در حال تابیدن به قله بود و جلوه ی زیبایی ایجاد کرده بود.خروج از چادر بدون عینک مشکل بود.صدای غرش بهمن ها شنیده می شد. امروز فرصتی ایجاد شده بود تا با سایر گروه ها ارتباط داشته باشیم.
۳۱ خرداد: پس از صرف صبحانه تا نزدیکی کمپ ۱ رفتیم. برف زیادی منطقه را پوشانده بود و در بعضی قسمت ها تا ران در برف فرو می رفتیم. تصمیم گرفتیم فردا یکسری وسایل را به کمپ یک بیاوریم.
۱ تیر: بعد از صرف صبحانه (جو ، محمد علی ، امین اله ، پدرام و شهرام) به سمت کمپ ۱ راه افتادیم. بدلیل یخ زدگی مسیر ، حرکت سریعتر انجام شد. در هنگام عبور از روی یخچال شکاف های بزرگی در مسیرمان قرار داشت که با پرچم مشخص شده بودند. ساعت ۸ به کمپ ۱ رسیدیم. وسایل را داخل کیسه بار گذاشته و در زیر سنگی با حمایت قرار دادیم. و ظرف یک ساعت به بیس کمپ رسیدیم. امروز اتریشی ها به مناسبت در گذشت یکی از همنوردانشان در آلپ مراسمی برگزار کردند که ، ضمن شرکت در این مراسم نهار را نیز میهمان اتریشی ها بودیم.
2 تیر: شنیدن صدای مهیب یک بهمن اتفاق مهم امروز بود. صدا آنقدر بزرگ بود که همه افراد از چادرهایشان بیرون آمدند.پودر برفی که بر اثر این بهمن بلند شده بود تمام فضای بیس کمپ را فرا گرفت.
3 تیر : ساعت 30/5 از خواب بلند شدیم . ساعت 30/6 بعد از صرف صبحانه بطرف کمپ ۱ حرکت کردیم. در ساعت ۸ به کمپ ۱ رسیدیم. های پرترها جهت بالا بردن بارها ۱ ساعتی صعود کردند که با توجه به عدم ثابت گذاری بارها را در ۳۰۰-۴۰۰ متر بالاتر از کمپ ۱ در کنار سنگی ثابت کرده سپس بطرف بیس کمپ راهی شدند ما نیز در هنگام برگشت چند قطعه عکس از یخچال و شکافهای مسیر گرفتیم. امروز بعد از شام جو توسط لپ تاپ خود فیلم صعود به یک قله ٧۰۰۰ متری و قله برودپیک و ماکالو را برایمان به نمایش گذاشت.
4تیر : بعدازظهر حدود ساعت ۱۴ ، چهار نفر از های پرترهای تیم اتریش به محل کمپ ۲ رسیدند. جو که بعنوان سرپرست تیم ما انتخاب شده بود گفت که امشب ساعت ۲ بامداد بطرف کمپ ۲ حرکت کرده که جای چادر مناسبی پیدا کنیم.
5 تیر : ساعت ۲ بامداد از خواب بلند شدیم و در تاریکی کامل ساعت 20/2 دقیقه به راه افتادیم. ساعت 10/4 دقیقه به کمپ ۱ رسیدیم تمامی کوهنوردان اروپایی در آنجا خواب بودند به آرامی که مزاحم خواب آنان نشویم کرامپون و هارنس را پوشیدیم و بطرف کمپ ۲ براه افتادیم شیب یخچال بیش از ٧۰ درجه بود. مسیر کاملاًََ یخ زده بود بعد از یک ساعت حرکت در شیب یخی به ابتدای طناب ثابتها رسیدیم شیب مسیر طوری بود که نمی شد در جایی نشست و مشغول استراحت شد. بعد از یک تراورز یکصد متری به پای دیواره ی کین شوفر رسیدیم. آنجا کلکسیون انواع و اقسام طناب های معمولی و کوهنوردی بود دیواره حدود ۳ طول ۴۰ متری می شد. در ابتدای طول سوم دو عدد کیسه کوچک که دارای آرم ورزش کوه ایران بود مشاهده کردیم و قرار شد در برگشت آنرا پایین ببریم پس از اتمام دیواره از یک یال گرده ماهی پوشیده از برف حدود چندصد متری صعود کردیم و در ساعت 15/12 به کمپ ۲ رسیدیم.حدود ۸۰ ، ۹۰ سانت برف و نیم متر یخ بلور را تراشیدیم تا توانستیم جای چادر مناسبی را مسطح کنیم سپس چادر را برپا کردیم کمپ دو ۶۰۵۰ متر ارتفاع داشت با بیس کمپ تماس گرفته و موقعیت خود را گزارش دادیم بعد از استراحت ۲ ساعتی من و محمدعلی در ساعت 30/14 دقیقه بطرف کمپ ۱ حرکت کردیم و وقتی به کیسه هایی که از اعضای تیم سال گذشته ایران در دیواره جا مانده بود رسیدیم یکی از آنها که پر بود به راحتی آزاد شد ولی دیگری بعلت فرو رفتن در شکاف سنگ که با یخ پوشیده بود آزاد نشد به فرود خود ادامه دادیم در ساعت 50/16 به کمپ ۱ رسیدیم بعد از درآوردن هارنس و کرامپون بطرف بیس کمپ حرکت کردیم و در ساعت 40/17به آنجا رسیدیم. امروز یک عدد کوله یک روزه فراز نیز توسط های پرترهای تیم اتریشی ها پیدا شده بود که آن نیز متعلق به اعضای تیم سال گذشته ایران بود که در دیواره کین شوفر جا گذاشته بودند.
6 تیر : امروز با تخم مرغ محلی برای صبحانه نیمرو درست کردیم و حسابی چسبید چند روز پیش پدر سامان که نوشتن نام سامانرا روی تخته سنگی شروع کرده بود ، امروز تمام کرد و به همین مناسبت شعر ترکی پر احساسی نوشته بود و برایمان خواند.
جو ۲ روز بود که در کمپ ۲ تنها مانده بود در این مدت ۲۵۰ متر از مسیر کمپ ۳ را ثابت گزاری کرده بود و ساعت ۱۳ بود که به بیس کمپ بازگشت. اطلاعات هواشناسی حکایت از آن داشت که ۲ روز تا ۳ روز هوا خراب خواهد بودو بعد از آن نیز ۴ روز هوا خوب می شود که بهترین زمان برای صعود قله محسوب می شد. قرار براین شد ۲ روز باقیمانده که هوا خوب خواهد بود ، من و پدارم و محمدعلی شب اول را در کمپ ۱ بگذرانیم و فردا صبح زود بطرف کمپ ۲ حرکت کنیم. درپی این تصمیم ساعت ۱۶ حرکت بطرف کمپ ۱ آغاز شد وقتی به یخچالها رسیدیم شکافهای یخی عریض تر و تعدادشان در مسیر به بیش از ٧-۸ تا رسیده بود که در بعضی از قسمتها به سختی عبور کردیم. ساعت ۱۸ به محل کمپ ۱ رسیدیم محمدعلی که یک ساعتی از ما زودتر حرکت کرده بود چادر را برپا کرده بود و با رسیدن ما به کمپ ۱ محمدعلی به بیس کمپ برگشت و قرار شد فردا به ما ملحق شود. برای شام سوپی درست کردیم پس از صرف آن در ساعت ۲۱ به داخل کیسه خواب رفتیم.
8 تیر : ساعت ۵ از خواب بلند شده و پس از پوشیدن لباس مناسب (یکسری لباس زیر و کاپشن گورتکس شیلر) و بستن هارنس و کرامپون ساعت 30/5 به طرف کمپ ۲ حرکت کردیم. سایر کوهنوردان اروپائی و کره ایها هنوز بلند نشده بودند مسیر براحتی تا زیر دیواره کینشوفر صعود شد. در پای دیواره قدری استراحت کردیم که محمدعلی در این فاصله به ما رسید و ابتدا او مشغول صعود شد.صعود امروز نسبت به مرحله اول ساده تر بود در ساعت ۱۳ به محل چادرهای کمپ ۲ رسیدیم پدرام مشغول تهیه فیلم و عکاسی شد. ۱۱ چادر روی تیغه برفی زده شده بود که دو طرف آنها یخچال با شیب بیش از ۸۰-٧۰ درجه قرار داشت. سایر کوهنوردان نیز یکی پس از دیگری به محل کمپ رسیدند ساعت ۲۱ به کیسه خواب رفتیم اما نتوانستیم خوب بخوابیم و اکثر اوقات مشغول صحبت بودیم و گاهاً همدیگر را مالش می دادیم تا هم وقت بگذرد و هم گرممان بشود همان شب با توجه به اطلاعات هواشناسی و فرصت کم برای هم هوائی تصمیم گرفتیم من بالا نروم زیرا در صورت بروز هرگونه مشکل بحث جستجو ناتمام میماند.
9 تیر : برای ساعت ۸ کلیه وسایل ها را جمع کردیم (وسایلهای مربوطه به من جهت استفاده در کمپهای بالا) و به طرف کمپ ۱ فرود را شروع کردیم در مسیر بعضی از نبشی ها از یخچال بیرون آمده بودند که آنها را درست میکردیم پس از ۲ ساعت فرود به کمپ ۱ رسیدیم و از آنجا بطرف بیس کمپ حرکت کردیم در ساعت ۱۳ به بیس کمپ رسیدیم بچه ها همه به استقبالمان آمدند و پس از درآوردن لباس و کفش به چادر غذا خوری برای صرف نهار رفتیم بعدازظهر هوا گاهی برف با باد شدید داشت و گاهی نیز آفتابی داغ می تابید .
امروز موتور برق نیز رسید ساعت ۱٧ یک خبرنگار کره ای که موضوع آمدن ما را شنیده بود جهت تهیه ی گزارش آمد و توضیحات لازم در خصوص حادثه سال گذشته و جریان آمدنمان توسط پدرام برای این خبرنگار توضیح داده شد.
امروز نیز شاهد فرو ریختن یک بهمن بزرگی از زیر قله بودیم که پودر آن تا بیس کمپ آمد.
10 تیر : بعد ازظهر را مشغول درست کردن سنگ چین یادبود سامان عزیز بودیم و در همین هنگام پدر سامان سعر جدیدش را برایمان خواند. ۲ ساعت درست کردن سنگ چین بطول انجامید هوا سرد شده بود به چادر غذاخوری رفتیم و در هنگام صحبت با خبر شدیم ۲ خانم کره ای دیروز به بیس کمپ آمده اندکه یکی از آنها در بهار امسال ۳ قله ۸۰۰۰ متری را در نپال صعود کرده و در پاکستان نیز قصد دارد ۳ قله ۸۰۰۰ متری دیگر را صعود کند و دیگری ، دوستش است که ساکن آمریکاست و او را دعوت کرده بود که در بیس کمپ در کنارش باشد.
11 تیر : برف مشغول باریدن بود در حدود ۱۰ سانتی سطح زمین را پوشانده بود حوالی ساعت ۹ بارش قطع شد و تا بعدازظهر نیز کاملاً ذوب شد هماهنگی بعمل آمده بود که فردا مراسمی برای سامان عزیز بگیریم.
12 تیر : امروز نیز ۱۰ سانتی برف زمین را پوشانده هوا کاملاً ابری بود در اطراف بیس کمپ برف را کنار زدیم مقداری گل چیدیم و همایون دسته گل زیبائی درست کرد. سنگ چین یادبود را با گل ، پرچم گروه قاجر ، کوله حمله ، تبر یخ و یکسری عکس تزئین کردیم یک هدلامپ در بالای سنگ چین برای یادآوری علامت دادن ۴۸ ساعته سامان عزیز روشن کردیم حوالی ساعت 30/12 برفهای بیس کمپ کاملاً ذوب شد و هوای آفتابی بیس کمپ را در بر گرفت ، همه میز و صندلیهای بیس کمپ را جمع کرده و در جای مناسبی چیدیم و مراسم با حضور همه افراد حاضر در بیس کمپ (۶۰ نفر) برگزار شد. پدارم در ابتدا متنی را به انگلیسی قرائت کرد که در آن به علت حضور تیم قاجر اشاره کرد. بعد از پدرام ، پدر سامان (همایون نعمتی) به زبان فارسی از کوهنوردان و افراد بومی بخاطر حضورشان در این مراسم تشکر کرد. بعد از گرفتن چند قطعه عکس ، میهمانان برای صرف نهار دعوت شدند. از اتفاقات دیگر این روز نشان دادن فیلم صعود تیم ایران در سال گذشته بود. جالب اینکه تمام این کوهنوردان پس از دیدن فیلم ها و عکس ها رسیدن تیم ایران را به قله رد کردند و عنوان کردند که عکس ها متعلق به قله نیست.
کوهنوردان شرکت کننده در مراسم قول همکاری دادند که طنابدر حد امکان در موفقیت کار این کمک کنند.بعد از مراسم ، پدرام بهمراه عبدالمنان جهت آوردن طناب به روستای سِر رفتند. بارش برف در ساعت ۱۹ از سر گرفته شد.
13 تیر: نم نم بارش برف ادامه داشت.
14 تیر : من امروز ساعت ۹ به روستای سِر رفتم تا روز بعد با پدرام برگردم. امروز بعدازظهر جلسه ای در خصوص برنامه ثابت گذاری کمپ ۲ به بالا و حمل طناب برگزار شد و قرار شد هر نفر ۱۵۰ متر طناب ٧ میل با خود بالا ببرد.
15 تیر: من و پدرام ساعت 30/12 به بیس کمپ رسیدیم بعدازظهر نیز آنهایی که قصد صعود به قله را داشتند مشغول جمع کردن وسایلهایشان بودندو خود را برای فردا که روز صعود بود آماده کردند. ما اعضاء تیم جستجو خود را برای هر شرایطی آماده کرده بودیم. اول در نظر داشتیم در صورت فرصت هم هوائی و پیش رفتن کار طبق پیش بینی حداقل یکی از اعضاء تیم مسیر حرکت تا قله را جهت یافتن اثری از سامان طی کند اما کوتاه بودن فرصت هم هوائی همچنین در نظر گرفتن احتمالات باعث شد که تنها افرادی که شرایط بهتری برای رفتن برای رفتن به قله را دارند راهی شوند.تا کمترین مانعی برای طی شدن این مسیر فراهم نشود.
16 تیر : جو ، محمدعلی ، امین الله ساعت ۵ حرکت خود را جهت صعود تا کمپ ۲ آغاز کردند که ساعت ۱۲ به کمپ ۲ رسیدند. نصف ثابت گذاری تا کمپ ۳ در نزدیکی غروب تمام شد.
17 تیر : ساعت 30/6 از چادر بیرون آمدیم و با دوربین مشغول نگاه کردن فعالیت کوهنوردان جهت رسیدن به کمپ ۳ بودیم در حدود ۲۴ نفر در یک صف مشغول حرکت بودند. شب اکثراً به کمپ ۲ برگشتند که فردا مستقیم به کمپ ۴ صعود کنند.
18 تیر : در ساعت ٧ وقتی از چادر بیرون آمدیم کوهنوردان صعود خود را بطرف کمپ ۴ شروع کرده بودند. امروز حقایق جدید توسط افرادی که سال گذشته در بیس کمپ ناظر صعود تیم ایرانی بودند عنوان شد به این صورت که عنوان می کردند روز صعود هوا خراب نبوده و حتی تا دو روز بعد آن نیز که سامان در زیر قله مشغول دادن علامت بوده هوا کاملاً صاف بود. های پورترهایی که آقای فریدیان عنوان می کرد کارگران مزرعه هستند شغلشان همین است و تجهیزاتشان کامل بوده در ضمن اکثر ثابت گذاری امسال توسط آنان صورت گرفت.
19 تیر : در ساعت ۶ از چادر بیرون آمدیم ۲۰ نفر پشت سرهم در انتهای کاسه ی مازینو و در ابتدای شیب قله بودند ساعت ۳ بامداد حرکتشان شروع شده بود هوا ابری بود گاهی قله خود را زیر ابرها پنهان می کرد در ساعت ۱۴ امین الله با بیسیم تماس گرفت و گفت به همراه جو ، محمدعلی ، خانم او کره ای و یک نفر ایتالیایی در قله هستیم. در ساعت ۱٨ جو تماس گرفت و گفت « ما در کمپ ۴ هستیم و ۳ نفری به نزدیکی محلی که برای آخرین بار سامان دیده شده رفتیم ارتفاع برف نسبت به سال قبل چندین برابر است و هیچ چیزی بیرون نبود. فردا نیز به بیس کمپ برمیگردیم. » شب که فرا رسید یکسری از کوهنوردان که مشغول پایین آمدن از قله بودند هد لامپ هایشان تا ساعت ۱۱ که بیرون چادر بودیم مشخص بود.
20 تیر : ساعت ۶ جو تماس گرفت و گفت « برای ساعت ۱۳ ما در کمپ ۱ هستیم.» من و پدرام نیز برای استقبالشان ساعت ۱۰ به طرف کمپ ۱ حرکت و در ساعت ۱۲ در آنجا منتظر آمدن آنها شدیم . البته امین دیروز به طرف کمپ ۲ حرکت کرده بود و شب را در آنجا گذرانده بود که در مسیر رفتن ما به کمپ ۱ او را دیدیم. ابتدا خانم او کره ای همراه ۲ های پورتر به کمپ ۱ رسیدند سپس محمدعلی و جو که با نوشیدنی رانی از آنان پذیرایی کردیم و بطرف بیس کمپ براه افتادیم شکاف ها زیاد شده بودند از بعضی هایشان به زحمت میتوانستیم عبور کنیم ، ساعت 30/14 به بیس کمپ رسیدیم . بعد از ساعتی مشخص شد یک نفر از صعود کنندگان اتریشی در اثر باد شدید سقوط کرده و اثری از او نیست خبر ناگوار دیگری را که شنیدیم در مورد کوهنورد کره ای بود . خانم کو کره ای در حد فاصل کمپ ۳ به ۲ سقوط کرد. کل بیس کمپ بخصوص کره ایها در ماتم فرو رفتند. جریان سقوط خانم کو بدین ترتیب بود که دیروز در حرکت به طرف قله پس از برفکوبی سنگین و طولانی اکثر کوهنوردان به شیب تند زیر قله میرسند افرادی که آماده تر بودند مسیر را ادامه داده بطوری که اولین نفرات فاتح ساعت ۱۴ به قله میرسند حرکت بطرف قله ادامه داشته خانم کو از فرط خستگی به همراه های پورترهای خود ساعت ۲۴ بامداد موفق به فتح قله میشود و ساعت ٨ به کمپ ۴ میرسد چند ساعتی استراحت میکنند سپس بطرف کمپهای پایین تر حرکت میکنند ، در مسیر کمپ ۲ به ۳ یک طول طناب ۱۰۰ متری در حالی که به نسبت سایر قسمت ها ساده تر بود در زمان ثابت گذاری جهت استفاده در ارتفاعات از سوی تیم ها باز می شود.وقتی خانم کو به آنجا میرسد یک لحظه کنترل خود را از دست می دهد و به سمت راست که یک شیب یخی تند است سقوط میکند که ارتفاع سقوطش در حدود ۲۰۰۰ متری می شود در مسیر سقوط چندین قطعه سنگ از برف و یخ بیرون زده و مسیر هم بعلت ریزشهای مدام بهمن و شکافهای عریض در پایین دست آن قابل صعود نمی باشد. سرپرست تیمشان که در همان مسیر مشغول تجسس بود با بیس کمپ تماس گرفت و درخواست هلیکوپتر جهت پیدا کردن این کوهنورد نمود. اعضای تیم کره تا صبح در ماتم همنوردشان بیدار بودند و صدای ناله و دعایشان به چادر ما نیز میرسید.
21 تیر : ساعت ٧ بود مطلع شدیم سرپرست تیم کره به بیس کمپ آمده تا با آمدن هلیکوپتر به مسیر سقوط برود . ساعت ۱۰ دو فروند هلیکوپتر در بیس کمپ فرود آمد بلافاصله سرپرست تیم کره با یک نفر فیلمبردار هر کدام در یک هلی کو÷تر سوار شده و سپس بطرف مسیر سقوط ÷رواز کردند .. نکته قابل توجه برای ما پرواز هلیکوپترها زمان دور زدن شان از روی قله بود در حالیکه سال گذشته که بحث جستجو و امداد برای سامان مطرح بود عنوان شد که هلیکوپترها در پاکستان قدرت پرواز بالاتر از ارتفاع ۶۰۰۰ متری را ندارد. بعد از دقایقی هر دو فروند هلیکوپترها در بیس کمپ فرود آمدند. سرپرست تیم کره با گریه گفت جسدش را پیدا کردیم سپس فیلم بردار فیلمی که از جسم بی جان او گرفته بودند بما نشانمان داد همه افراد بیس کمپ از این موضوع متأثر بودند.
یکی از خلبانان از کوهنوردان بیس کمپ پرسد آیا کسی از کشور ایران در اینجا هست که بلافاصله ما را صدا زدند و گفتند خلبان با شما کار دارد ، خلبان بدون مقدمه گفت سال گذشته یک ایرانی بالا مانده بود ومن امدادگران را آوردم پیاده کردم. ما از اوسؤال کردیم با همین هلیکوپتر ، که گفتند ارتش پاکستان برای امداد فقط از این نوع هلیکوپترها استفاده میکنند. ÷رسیدیم ، که به ما گفتند هلیکوپترهای پاکستان از ۵-۶ هزار متر ارتفاع بیشتر نمیتوانند اوج بگیرند. در جواب گفت : مگر الآن ندیدید که ما از روی قله دور زدیم!!!! گفتیم پس چرا برای سامان پرواز نکردید. براحتی در جواب گفت :کسی از من نخواست. ناراحتی که داشتیم دو چندان شد که اگر یک همنورد دلسوز در کنار سامان بود شاید اتفاق جور دیگری می شد. در آن لحظه بعلت عملکرد اعضای تیم در سال گذشته ، در میان کوهنوردان خجالت زده بودم.
البته خلبان همچنین گفت : که در آن ارتفاع بالا نمی توان فرود آمد . اما برای جستجو و انداختن محموله های غذا و هلی برد نفر مشکلی ندارد. اما کسی از او نخواست ...
بدلیل مشکل سوخت عملیات آوردن کوهنورد کره ای به روز بعد موکول شد . اتریشی ها هم در بیس کمپ جریان ناپدید شدن آقای ولف را چنین تعریف کردند : باد او را در یک لحظه از زمین بلند کرده و برده که به علت خرابی هوا در آن دقایق دیگر اثری از او ندیدیم. اعضای تیم کره در یکجا بند نمیشدند یک تعداد بطرف کمپ ۱ رفتند بقیه سراسیمه و در حال گریه و زاری بودند. در این لحظات بیادمان آمد که اعضای تیم سال گذشته ایران بعد از آمدن به بیس کمپ بجای اینکه در فکر همنورد خود باشند مشغول رقص و پایکوبی و جشن فتح قله ای نرفته خود میشوند. تأثر عمیق و طبیعی کره ای ها را از نزدیک شاهد بودیم و مقایسه کردیم با خونسردی و بی تفاوتی اعضاء تیم ایرانی که در تماس های تلفنی در هنگام حادثه برای ما کاملا مشخص بود .
آرمان شاه آشپزمان برای جو کیک فتح قله پخته بود که جو از ایشان تشکر کرد اما اجازه روشن کردن شمع و دست زدن را بعلت حادثه اخیر نداد. بعد از شام آتشی روشن کردیم همگی دور آن جمع شده بودیم و در خصوص وقایع دیروز و امروز حرف زدیم ساعت ۲۳ آتش خاموش و هر کس به چادر خودش رفت.
22 تیر : طبق معمول ساعت ۶ از خواب بلند شدیم از چادر که بیرون آمدیم همه جای آسمان و قله را ابر گرفته بود منتظر باز شدن هوا بودیم که هرچه زودتر هلیکوپتر بیاید. در ساعت ٨ بارش برف و باران شروع شد و تا ساعت ۱۰ ادامه داشت بعد از آنهم هوا ابری ، در زیر بارش سرپرست و یکی دیگر از اعضای تیم کره بطرف کمپ ۱ حرکت کردند تا شاید راهی برای بالا رفتن پیدا کنند. بعد از ظهر ابرها پراکنده شدند و آفتاب داغی بیس کمپ را احاطه کرده بود. با توجه به اینکه قرار بود فردابطرف روستای سِر حرکت کنیم ساعت ۱٨ بطرف سنگچین یادبود سامان رفتیم پس از قرار دادن تاج گلی زیبا و تصویری که پدرام از سامان کشیده بود روی سنگچین ، چند قطعه عکس گرفتیم. برای خانم کو و آقای ولف دو قربانی دیگر نانگا نیز دسته گلی درست کرده و روی سنگچین آنها گذاشتیم.
23 تیر: بارش برف و باران نم نم شروع شده بود صبح زود چادرها را جمع کردیم بعد از خوردن صبحانه زیر بارش به کنار سنگ یادبود سامان عزیز رفتیم خیلی ناراحت کننده بود قله در زیر ابر بود سرها را بطرف قله بلند کرده و هرکدام بنوعی از عزیزمان خداحافظی کردیم. در ساعت 45/7 حرکت کردیم. هرچند متر پشت سرمان را نگاه می کردیم گویی سامان عزیز با دیدگان زیبایش ما را بدرقه میکند. ساعت 30/11 به روستای سر رسیدیم و قرار شد امروز را استراحت و فردا صبح زود بطرف شهر چیلاس حرکت کنیم.