کانال تلگرام باشگاه قاجر راه اندازی گردید

کانال تلگرام باشگاه قاجر راه اندازی گردید، با کلیک بر روی لینک زیر و عضویت در این کانال از اخبار سایت و باشگاه کوهنوردی ، غارنوردی و سنگ نوردی قاجر مطلع شوید؛


صفحه اینستاگرام باشگاه قاجر راه اندازی گردید
صفحه اینستاگرام باشگاه قاجر راه اندازی گردید، با کلیک بر روی لینک زیر و عضویت در این صفحه و دنبال کردن ما از اخبار سایت و باشگاه کوهنوردی ، غارنوردی و سنگ نوردی قاجر مطلع شوید؛

اعضای گروه قاجر در دامنه پریشان 1369
نفرات از راست: پرویز نویدی- مونس حق شناس- جلال حنیفی- فردین صالحی

ورود به صفحه آلبوم خاطرات

HTML clipboard

يكي ديگر از مطالبي كه تيم نانگا در سايت ايرانين چلنجر قرار داده اند و آن را سندي دال بر تبرئه خود مي دانند نظرات بوريس نورمند در مورد حادثه است . البته همانگونه كه بوريس نورمند يك بار براي نجات اعضاء تيم ‌ــ نه سامان ‌ـ به نانگا رفته بود تعجب آور نيست كه براي بار دوم  نيز به ميدان بيايد   نورمند در نوشته خود ضمن تشريح  نحوه آمدنش  به نانگا به ناتواني تيم  و همچنين ناراحتي اعضاء در مورد سامان اشاره مي كند و در بخش پاياني تحليل زير را دارد .

« نمي توانم ادعا كنم كه كمك من به تيم ايراني نوعي عمليات نجات بوده است. من صرفا در زماني بحراني در صحنه حاضر بودم تا اطمينان حاصل كنم آنان مي توانند به گونه اي منطقي بر آرزوهاي قابل درك اما انتحاري خود كه منجر به عملكردهايي از آن قسم شد فايق آيند. پنج كوه نورد تقريبا بي هيچ شكي بدون من هم قادر به انجام دقيق و محتاطانه اين كار بودند ............

 


HTML clipboard

البته اگر 3 يا 4 باربر ارتفاعي كه در غياب من دستور به صعود تا كمپ 2 را گرفته بودند وارد عمل مي شدند قطعا با خطر مرگ روبه رو بودند. چون براي رسيدن به پيكر سامان 2000 متر ارتفاع و 3 روز كار سخت باقي مانده بود.
من روي تصميم خود ايستادگي كردم تا نسبت به بازگشت كليه‌ي اعضا ء در عصر 20 جولاي به كمپ اصلي ﻣﻄﻣﺌﻦ شوم. باز تكرار مي كنم هر گونه عملكرد ديگري تحت آن شرايط به شدت خطرناك و همچنين بي فايده بود چون بدون شك پيش از اتمام آن سامان جان باخته بود. از آن جايي كه حتي ورزيده ترين باربران پاكستان هم تجربيات كافي براي اين نوع كارها ندارند، زندگي افراد بيشتري حين عمليات نجات درمعرض‌خطر جدي قرار مي‌گرفت همچون حادثه ی آگوست امسال در کی تو كه 2 تن از 11 نفر کشته شده باربران پاكستاني بوده اند.
به عنوان تاييدي بر دشوار بودن هر نوع فعاليت امداد و نجات در ارتفاع بالا ماجراي "ایناک اوچویا" كوه نورد اسپانيايي بسيار ورزيده اي كه به علت ادم مغزي در ارتفاع 7500 متري در مي 2008 در آناپورنا جان باخت، كافي است.
تيمي بين‌المللي متشكل از تعدادي از بهترين كوه نوردان دنيا همچون نلی استاک سوئيسي، Denis دنیس اوروبکوی قزاق و " دن اوبوی كانادايي به كمك او شتافتند اما پس از 4 روز تنها استاک توانست بدون آن كه تجهيزاتي همراه خود داشته باشد ، به وي برسد. تيم پشتيبان به كمك هلي كوپتر و پزشك، در آن زمان 1500 متر مسير سخت را پايين تر از آنان پيش رو داشتند.اوچویا پس از اين 4 روز عليرغم اقامت درچادر، خوردن غذا و آب و دريافت دگزامتازون جان باخت.
در مورد سامان احتمال زنده ماندن به مدتی طولاني تر و بدون وجود هيچكدام از عوامل بالا ( كه در مورد اوچویا انجام شد) صفر بود.در مورد سامان اشتباهات زودتر اتفاق افتاده بود و درحقيقت وضعيت بعد از روز صعود قله غيرقابل جبران بود. در اين جا مي بايست رک و راست گفت که در ارتفاعات بالا هيچ اشتباهي قابل ‌جبران نيست. حتي كوچكترين تصميم گيري هايي كه در زمان اتخاذ ممكن است منطقي هم به نظر آيند مي توانند مبدل به اشتباهاتی مرگبار شوند.
دوسوال كليدي در ارتباط با حادثه در اين جا مطرح است:
1)
آيا هم تيمي هاي سامان كار اشتباهي انجام دادند كه وي را تنها برگرداندند؟
2)
آيا هم تيمي هاي سامان كار اشتباهي كردند كه كمپ 4 را بدون او ترك كرده، پايين آمدند ؟
با نگاهي همراه با حسرت به گذشته، هر دوي اين پرسش ها مي تواند به عنوان تصميماتي كه به قيمت جان سامان بود، در نظر گرفته شود.
1)
بنا به مطلب فوق ، اين امر آشكار است كه سامان در مراحل آغازين ابتلا به ادم مغزي ارتفاع بالا بوده است. اين ها تنها علتي است كه مي تواند رفتار نامعقول او را توجيه كند كه از رد پاهاي خود خارج شد.
اين امر با سه شب زنده ماندن او تناقضي ندارد. ادم مغزي بيشتر روي واكنش هاي مغز تاثير مي گذارد (‌درتصميم گيري) و در مرحله ي بعد بر ارگانيزم بدن. آيا بايد همنوردان او شرايطش را تشخيص مي دادند؟ در حقيقت اين امر محتمل است كه علاوه بر سامان هر يك از ديگر اعضاي تيم نيز در يك سطحي از بيماري ارتفاع قرار داشته اند. هم نوردان سامان بيش ازخود او مسووليت بيشتري براي شرايط او نداشته اند. نشانه هاي شروع ادم مغزي در اشكال مختلفي مي تواند ديده شود و وضعيت سامان خيلي بي شباهت به آن ‌(‌اشكال بروز ادم مغزي) بوده است كه بتواند مرگ آور بودن آن حتي براي همنورداني سالم يا پزشكي ماهر مورد تشخيص واقع شود. همنوردان او كار درستي كردند كه به او دگزامتازون تزريق كردند و دستور بازگشت دادند. اين كه براي بازگشت به وسيله ي 5 عضو ديگر تيم همراهي نشده است احتمالا بدين سبب بوده كه ايشان نتوانستند پيش بيني كنند كه از اين پس رفتار او چه قدر نامعقول خواهد شد.( اين كه او همراهي نشده نفرات ديگر اعضاء تيم را تا آخر عمر درگير خواهد كرد اما احتمالا آنها نتوانستند پيش بيني كنند كه از آن لحظه به بعد رفتار او غير منطقي مي شود ) ـ‌اين بخش در سايت ایرانين چلنجر  سانسور شده است ـ‌ بايد درك شود كه هيچ كدام از حوادث كوهستان ، حتي حوادث كوچك با اهداف كينه جويانه همراه نمي باشد و ابدا اين امكان وجود ندارد همنوردان سامان عمدا زندگي او را به خطر انداخته باشند. ايشان دربيشتر ساعات روز بعد از صعود، عليرغم اينكه نمي دانستند كجا را جستجو كنند به اميد امداد به او ماندند (در کمپ4 ) و با توقف طولاني در آن جا زندگي خود را به شدت به خطر انداختند. بايد گفت كه سامان به آساني ترك نشده بود«.
 

در مورد سئوال اول كه بوريس مطرح مي كند و خود نيز پاسخ مي دهد . مطالب عنوان شده توسط بوريس مبني بر مشكل تيم و سرپرست در تصميم گيري بدليل احتمال داشتن سطحي از بيماري ارتفاع با نوع برخورد سرپرست و اعضاء تيم در تناقض آشكاري است زيرا نه تنها آنها از كار خود دفاع كرده و هيچ اشتباهي را ـ‌ بهر دليل ـ نمي پذيرند بلكه با عنوان اينكه سامان تمرد كرده و او زما ني كه ما را ديد خود را پنهان كرد، هر گونه مسئوليت را از خود دور و  سامان را مقصر معرفي مي كنند يعني همان كسي كه بدليل ارتفاع زدگي نيازمند همراهي و كمك انساني ديگر ـ‌ چه همنوردانش و چه يك كوهنورد ديگرحاضر در آنجا كه سامان از هر دو محروم بود ـ   بوده است و اين موضوع بوضوح نشان مي دهد كه اين نفرات مشكل ارتفاع نداشته اند بلكه مسئله قله پرستي و رجحان ايستادن بر قله به قيمت جان همنورد در كار بوده است موضوعي كه حتي امروزنیز از آن دفاع مي كنند . و اگر اين نباشد اين قهرمانا ن! شهامت پذيرش مسئوليت و توان پاسخگويي وقدرت نقد خود را ندارند .

اما در رابطه با سئوال دوم كه نورمند عنوان مي كند كه سامان به راحتي ترك نشده است و به ماندن تيم در كمپ 4 اشاره مي كند بايد گفت كه تيم پس از 27 ساعت تلاش براي فتح قله و بازگشت به چندين ساعت استراحت وتمديد قوا براي ادامه مسير بازگشت  نيازداشته پس نمي توان اين چند ساعت استراحت را به حساب سامان گذاشت .زیرا سرپرست فنی تیم خود به این مسئله اذهان داشت که ما بعلت خستگی چند ساعتی درکمپ های 3و4ماندیم.


ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 28 آبان 1387 - ساعت 17:02 تعداد بازدید : 3183
.:: ارسال نظر جدید ::.

نام کامل : (الزامی)
آدرس ایمیل :
آدرس سایت :
متن نظر : (الزامی)
کد امنیتی :  (الزامی)