
او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود
«سعدی»
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود
«سعدی»
روابط عمومی گروه کوهنوردی قاجر قروه
ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 6 بهمن 1390 - ساعت 13:30 تعداد بازدید : 56
ارسال کننده : بهرنگ یوسفی
تاریخ ارسال : پنج شنبه 6 بهمن 1390 - ساعت 21:55
تاریخ ارسال : پنج شنبه 6 بهمن 1390 - ساعت 21:55
می آیم هرازگاه بر این بلندیها, درسرما, درگرما
باد گاه تعادلم را میزند بر هم
اما باز میایستم بر این پاها و
دستی تکان میدهم برای خدا, برای روزگار, برای رویاها:
که من هنوز هستم
که من دوباره می آیم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ روابط عمومی: آقای یوسفی خیلی ممنون از ارسال این متن بسیار زیبا
باد گاه تعادلم را میزند بر هم
اما باز میایستم بر این پاها و
دستی تکان میدهم برای خدا, برای روزگار, برای رویاها:
که من هنوز هستم
که من دوباره می آیم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ روابط عمومی: آقای یوسفی خیلی ممنون از ارسال این متن بسیار زیبا

تاریخ ارسال : شنبه 8 بهمن 1390 - ساعت 08:55 Website : gharyar.mihanblog.com