کانال تلگرام باشگاه قاجر راه اندازی گردید

کانال تلگرام باشگاه قاجر راه اندازی گردید، با کلیک بر روی لینک زیر و عضویت در این کانال از اخبار سایت و باشگاه کوهنوردی ، غارنوردی و سنگ نوردی قاجر مطلع شوید؛


صفحه اینستاگرام باشگاه قاجر راه اندازی گردید
صفحه اینستاگرام باشگاه قاجر راه اندازی گردید، با کلیک بر روی لینک زیر و عضویت در این صفحه و دنبال کردن ما از اخبار سایت و باشگاه کوهنوردی ، غارنوردی و سنگ نوردی قاجر مطلع شوید؛

اعضای باشگاه قاجر در ارتفاعات قلوز در جنوب قروه بهمن 1393

ورود به صفحه آلبوم خاطرات

نمايش پرده اي ديگر از فريب

اعضاء تیم نانگا بار دیگر پرده ای ازنمایش فریب  ,دروغ را به نمایش گذاشتند آقای سهند عقدایی در مطلبی  درسایت رسمی باشگاه دماوند تلاش نموده است تا با بیان مطالبی عجیب و غریب و بدور از واقعیت و در اساس حتی خارج از موضوع اصلی قدری خود را از فشار افکار عمومی جامعه کوهنوردی  رها کنند . در ابتداء این نوشته نویسنده با ذکر مطالبی همچون « در روزهای بعد عده ای از بزرگان و پیش کسوتان با ما تماس گرفتند و یا پیام می فرستادند که این گونه بی محابا حرف نزنید و تابازگشت به ایران صبر کنید و بعد سنجیده تر بگویید ... » و همچنین اشاره به حادثه گاشربروم و بیان عملکرد مسئول وقت فدراسیون کوهنوردی مبنی بر پنهان کردن حقایق در لحظات اولیه حادثه تلاش نموده تا به زعم خود مقداری فضای سنگین ایجاد شده ناشی از دروغ پردازیهای خود را تلطیف کند . و با فراموش کار دانستن جامعه کوهنوردی خود را مظلوم جلوه داده که گویا قربانی ستم کاری دشمنان شده اند .!  اما غافل از اینکه تناقض گویی آنها در زمان حضور در پاکستان و هنگام حضور در ایران مثل روز روشن است و تنها کافی است به مطالبی که آنها در سایت رسمی انجام برنامه و بعد ها در رسانه ها گفته اند مروری شود . و البته آقای عقدایی باز تکلیف خوانندگان را روشن نکرده و نگفته است که سرانجام کدام اظهار نظر آنها را در مورد حادثه  نانگاپاربات باید باور کنند .
نویسنده که سعی کرده در تخریب خانواده و دوستان سامان سنگ تمام بگذارد در بخش بعدی به خلق پروژه ای جدید در فرهنگ دروغ پردازی پرداخته است « ... پس از حادثه و بازگشت تیم به تهران نیز این رفتار خانواده ( سامان ) همچنان تداوم یافت و ایشان با اصرار زیاد می خواستند که در پوسترها سامان بعنوان بازگشاینده مسیر اعلام شود گو اینکه این مسیر سالها قبل توسط تونی کین شوفر گشایش شده بود ... » براستی اینگونه ادعای سراسر کذب را چه می توان نامید ؟ آقای عقدایی شما و دوستانتان بخوبی باید بخاطر بیاورید که خود شما ( اعضا تیم ) بودید که در لحظات قبل وبعد از حادثه به حضور قدرتمندانه سامان در مراحل اولیه صعود اشاره می کردید و این خود شماها بودید که بنابه هر دلیل که باید خود بگویید در پوسترها ی خود و در صحفه اول سایت رسمی برنامه از سامان بعنوان بازگشاینده مسیر نام بردید و نسبت دادن این موضوع به خواست وفشار خانواده سامان یک فضاحت اخلاقی است و تمامی خوانندگان و کوهنوردان می توانند بامراجعه به سایت قاجر مشاهده کنند که ما در کجا به بزرگ نمایی کار سامان خارج از ظرفیتش بعنوان یک کوهنورد پرداخته ایم . سامان بعنوان یک کوهنورد جوان و باانگیزه در اولین صعود خارج از کشور خود ، ناخواسته در مرکز یک حادثه قرار گرفت . حادثه ای که به ناپدید شدن او منجر شده و یکی از بحران های بزرگ اخلاقی  در جامعه کوهنوردی ایران خلق شد که خالق این حادثه کسی نبود جز اعضاء تیم صعود به نانگا.
و ما بر این باوریم که قربانیانی همچون سامان نعمتی روزنه  های هستند برای درک بهتر این انحرافات و کمک به شکل گیری عزمی جدی برای ریشه کن کردن این میوه تلخ و مسموم کننده که از درون کوهنوردی ایران را از رشد واقعی دور می کند .
اما نکته جالبتر اینکه در بخش بعدی نویسنده در جایگاه یک تحلیل گر روان شناس با رویکرد جامعه شناسانه قرار گرفته و به تحلیل رفتار خانواده  و دوستان و هم شهریان سامان می پردازد و می گوید « ... خانواده ، دوستان و همشهریان پرشماری که برای رسیدن سامان به قله از هیچ کمک و تشویقی فروگذاری نکردند و تمام آمالشان در ایستادن او بر آن کوه دشوار خلاصه شده بود حالا با فقدان او روبرو شده بودند که خود نتیجه مستقیم همان تلاش بود تلاشی که می خواست به بزرگ شدن نماینده و سمبلشان و به تبع آن جمع خودشان بیانجامد و حالا به نیستی او بی آنکه مقصودی حاصل شده باشد منجر شده است .... » واقعا جای بسی تعجب است آقای عقدایی با این حرف ها در پی چیست ؟ خوشحالی برای موفقیت یک همشهری و متاثر شدن از حوادث تلخ موضوعی عجیب در فرهنگ ما ایرانیان نیست که بخواهند از آن بعنوان فضای توطئه نام ببرند.. این واکنش توام با عصبانیت این آقایان تا حدی قابل درک است چون که مرجع رسمی یعنی فدراسیون رسما صعود به قله را توسط این افراد رد کرد و آشکار شدن این دروغ بزرگ مشکل پیچیده ای  است که این افراد بجای پاسخ دادن به آن ، چاره را تحلیل روانی مجموعه از افراد دانسته اند تا شاید حداقل خود باور کنند که در دام توطئه افتاده اند ، البته با این شیوه می توان انتظار داشت در مرحله بعدی کار به تحلیل اخلاقی ادبی هنری سیاسی ... خانواده و همشهریان سامان رسانده شود ! !!
خانواده سامان و دوستان او تنها و تنها حقیقت را می خواستند و اینکه این حادثه بدون تحلیل و بررسی رها نشود . اینکه با تحلیل و بررسی حوادث فرصت اصلاح و کسب تجربه فراهم آید اینکه جان انسانها ارزشمند است و باید در جهت کاهش حوادث گام برداشت اینکه مسئولیت پذیری و پاسخگویی بر فضای ورزش کوهنوردی حاکم شود و نه دروغ پردازی و فریب. اما هیچ کدام از این خواست های منطقی عملی نشد . چه از سوی اعضاء تیم نانگا و چه مسئولین وقت انجمن ، باشگاه دماوند و حتی فدراسیون ، تنها آن را به مرور زمان سپردند یکی با دروغ و دیگری بابی تفاوتی و فراموش کردن نقش و رسالت خود.



ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 15 آذر 1389 - ساعت 12:44 تعداد بازدید : 2190
.:: ارسال نظر جدید ::.

نام کامل : (الزامی)
آدرس ایمیل :
آدرس سایت :
متن نظر : (الزامی)
کد امنیتی :  (الزامی)