اعضای گروه قاجر در غار حسن خان(قروه)1365

نفرات از راست: فردین صالحی، محمود مرادی،کامران اقدامیان، زنده یاد فردین طاهری

ورود به صفحه آلبوم خاطرات

    دیواره 1800 متری شمالی آیگر یکی از شش دیواره بزرگ آلپ و شاید معروفترین آنها باشد. چشم انداز عظیم این دیواره که در بالای پیش اسکی معروف “شایدک” سویس قرار گرفته همواره نگاه بسیاری از کوهنوردان و غیر کوهنوردان را به سوی خود کشیده و می کشد و The White Spider نام پهنه ای برفی یخی و بخشی از دیواره آیگر است که از دور بسان یک عنکبوت سفید عظیم بر روی دیواره به نظر می رسد.

دیواره شمالی آیگر بعداز دوران طلایی کوهنوردی آلپ و صعود تمامی قله ها و مسیرهای سنگی معروف آن تنها دیواره ای بود که در برابر کوهنوردان تسلیم نشده بود.

حاصل سه تلاشی تا قبل از سال 1938 بر روی این دیواره صورت گرفت هشت کشته بود. چهار تن از این افراد اعضای گروهی بوندند که در سال 1936 سعی صعود دیواره را داشتند. صعودی که پایان آن چیزی ورای تراژدی بود.
ماجرای هیجان انگیز را درادامه مطلب بخوانید..

 


بخش هایی از کتاب "عنکبوت سفید " به شرح این صعود دردناک پرداخته است

چهار کوهنورد جوان Andreas Hinterstoisser, Toni Kurz, Willy Angerer and Edi Rainer تابستان سال 1936 آماده صعود دویواره شمالی آیگر شدند.

مسیری که آنها انتخاب کردند همان مسیری بود که توسط کوهنوردان اطریشی در سال قبل تا نیمه دیواره پیموده شد.
هر چند آن دو کوهنورد اطریشی بدلیل گرفتار شدن در طوفان در محلی که به بیواک مرگ معروف شد برای همیشه ناپدید شدند.

Toni Kurz کوهنورد 24 ساله آلمانی بعنوان گایدی آینده دار در کوهنوردی شناخته می شد و هم طناب او Andreas Hinterstoisser بعنوان یکی از بهترین سنگنوردان آن سال ها شهرتی خاص داشت .

دو همراه آنها Willy Angerer و Edi Rainer کوهنوردان سرسختی از اطریش بودند که صعود های بسیاری را در کارنامه داشتند.

آغاز صعود بسیار خوب و سریع بود آنها در پایان روز اول دقیقا مطابق برنامه خود تا جایی که انتظار داشتند صعود کردند. روز دوم Andreas Hinterstoisser موفق شد با تراورس از پهنه صاف و صیقلی بخشی سنگی از مسیر به روش پاندوله مشکل ترین بخش صعود را که به عنوان شاه کلید صعود این مسیر معروف شده بود را به اتمام برساند.

آنها شادمان از موفقیتشان در عبود از این بخش طناب ثابتی که Hinterstoisser کشیده بود را باز می کنند و به صعود ادامه می دهند. اما شادی آنها چندان طولی نمی کشد بر اثر ریزش سنگ Edi Rainer مجروح می شود اما باز به صعودادامه می دهد.

سرعت پیمایش آن ها در روز سوم بسیار پایین آمده بود و در پایان روز سوم مجبورمی شوند در حدود 50 متر پایین تر از "بیواک مرگ " شب را سپری کنند.

روز بعد Edi قادر به صعود نبود . ادامه مسیر در بالای سر آنها چندان دور از دست بنظر نمی رسید اما نه برای Edi .

Toni Kurz بعنوان سرپرست تصمیم می گیرد. باز می گردیم . باید همه با هم به پایین برویم .

سودای صعود فتح و افتخار جای خود را به تلاش برای حفظ جان دوست می دهد. آنها تا عصر خود را به اول تراورس می رسانند . اما بازگشت از تروارس ممکن نیست .

اگر در حین صعود Hinterstoisserتوانست با پاندوله و با کمک تنش طناب خود را بر روی سطح تراورس به آنطرف بکشد در این سمت جایی برای انجام این کار نبود.

Hinterstoisser بیش از سه ساعت تلاش می کند و هر بار سقوط می کند. او بهترین سنگنورد گروه بود و اگر او نمی توانست هیچ کس دیگری نمی توانست..... وقتی او ناامید به بقیه گفت امکان بازگشت وجود ندارد شرایط بحرانی تر شد.

هوا از ظهر رو به خرابی گذاشته بود و طوفان آغاز شده بود. در آیگر همواره هوا در عرض چند لحظه خراب می شود حتی در تابستان.

آیگر دو ویژگی خاص دارد .
دیواره شمالی کاملا مشرف به پیست اسک شایدک است و توریست ها و افراد محلی می توانند با دوربین به خوبی صعود کوهنوردان را دنبال کنند و به طبع آن صعود در معرض توجه افکار عمومی قرار می گیرد.

از میان آیگر یکی از بزرگترین تونل های قطار اروپا عبور می کند . یکی از ایستگاه هایی که در زمان احداث تونل ایجاد شد حفره ای از داخل تونل به میان دیواره کشیده شده. این حفره به نام Gallery Windoww معروف است. اگر از قطار در آن توقف گاه پیاده شوید و چند قدم جلو بروید خود را در ارتفاع 500 متری اولیه دیواره می یایبد.

تیم چهار نفره وقتی متوجه شد نمی تواند از تراورس عبور کند تصمیم گرفت با فرود از آنجا خود را نزدیک Gallery Windoww برساند. مسیر فرود بسیار مشکل و در بسیاری از بخش های کلاهکی بود.

به یاد داشته باشید آنها نه ابزار نه پوشاک مدرن امروزی را به همراه داشتند روش فرود آن ها یا روش S بود یا فرود کارابین . که هر دو روش بر مبنای اصطکاک طناب بر روی بدن صورت می گیرد. حتی تجسم فرود با آن طنابهای بافته شده خیس و زیر بر روی لباس هایی خیس و در زیر بارش شدید برف بسیار دشوار است .

بعد از چند مرحله فرود آن ها به حدود 50 60 متری Gallery Windoww رسیدند. بر حسب تصادف سوزنبان قطار در آنجا حضور داشت او نیز همانند بسیاری از کوهپایه نشینان در جریان صعود این تیم بود و از بازگشت آن ها با خبر بود.

در حقیقت این صعود انعکاس بسیار وسیعی در اروپای آن روز داشت و روزنامه ها هر روز مشغول اطلاع رسانی در باره آن بودند و افراد زیادی خود را به شایدک رسانده بودند تا سیر صعود را با چشم خود ببینند.

اما تیم چهار نفره فارغ از هیاهوی دشت های پایین تر تنها به این می اندیشید که حودرا سریعتر به Gallery Windoww برساند. جایی که باد و طوفان نبود . جایی که آرامش در انتظارشان بود.

سوزنبان از آنها با فریاد پرسید: همه چیز مرتب است ؟  و آنها بنا به عادت و غافل از تنها چند دقیقه بعد با فریاد گفتند: تا یکساعت دیگر فرود تمام می شود........و سوزنبان با قطار خود به پایین برگشت.

در جایی که آنها رسیده بودند محل مناسبی برای کوبش میخ و برقراری کارگاه وجود نداشت .Hinterstoisser خود را از طناب جدا کرد چند متر جلو تر رفت مشغول کوبیدن میخ شد. اگر او کارگاه را می زد و همه خود را به آن کارگاه متصل می کردند تنها یک فرود و 30 متر تراورس از روی برف در انتظارشان بود.اما همیشه در کوه آن اتفاقی که ما می خواهیم نمی افتد.

بارش شدید برف باعت انباشته شدن توده برفی در چند صد متر بالاتر از آن ها شده بود و بناگاه هیولای سفید کوهستان باز غرش کرد. بهمن Hinterstoisser را با خود بردو باعث پرت شدن دو نفر دیگر شد.

در نتیجه طنابی که به بدن Angerer متصل شده بود و از یک کارابین و میخ عبور کرده بود کشیده شد و باعت شد او با صورت به شدت به سنگ برخورد کند. شدت ضربه او را کشت.

همین اتفاق برای Rainer افتاد او به پایین پرت شد بشدت با سنگ برخورد کرد و بعد در حالیکه وزنش بر روی بدن Kruz بود در بین سنگها گیر کرد او هم مرد و Kruz در میان هوا در میان یک شیب نیمه منفی آویزان ماند.

تنها چند لحظه قبل همه آنها منتظر فرود برگشت به ایمنی بودند و شاید به فکر یک لیوان نوشیدنی گرم و بازگشت به زمینی که در زیر پایشان بود، بودند اما تنها فقط در گذر کسری از لحظه همه چیز عوض شد.

Kurz قادر نبود کاری انجام بدهد. طناب دوست بیجانش به او متصل بود و خود او سرما زده و متحیر در میان دیواره معلق شده بود. دقایقی بعد زمانی که ابرها کمی از جلوی آیگر به کنار رفتند نفراتی که با دوربین بدنبال رد صعود کننده گان بودند با چشمانی حیرت شده شاهد این تراژدی بودند.

تیم نجات با سرعت خود را با قطار به Gallery Windoww رساند و با تراورس مسیر به 30 متری kurz رسید. او حدود 30 متر بالاتر از آنها معلق بود و برای آنها امکان نداشت به هیچ نحوی در آن هوای طوفانی خود را او برسانند. با توجه به فرا رسیدن تاریکی امید هیچ گونه تلاشی برای نجات او نمی رفت.

درگیر شدن تیم نجات در فرایند صعود ( که بسیار بالاتر از توان آنها بود) می توانست جان آن ها را نیز به خطر بیاندازد. باورش سخت است اما آنها به او گفتند چاره ندارد جز اینکه تا صبح به هر نحو سر کند. آنها صبح باز می گردند و در هر گامی که بر می داشتند صدای فریاد kurz به دنبالشان بود.

کمک برگردید
Kurz مردی بود که تا آن در زمان هیچگاه در کوهستان از هیچ کس کمک نخواسته بود.

حتی برای کسانی که شب بر روی دیواره ها تا صبح را حتی در زستان بیتوته کرده باشند تصور آنچه بر kurz در آن شب گذشت بسیار سخت است. نیمه یخ زده - منجمد خسته گرسنه و خیس آویزان بر روی طنابی کنفی - که به دور بدن گره خورده - در حالیکه جنازه دوستش به او متصل است و باد زوزه کشان برف را به او می کوبد.

تیم امداد فردا صبح زود بازگشت . باورش همچنام سخت است اما kurz زنده بود . با بدنی یخ زده و یک دست سرما زده و تقریبا از کار افتاده تیم امداد نمی توانست خود را به او برساند. آنها از او یک کار غیر ممکن خواستند طنابی که جنازه دوستش به آن متصل بود را ببرد و به بالا یرگردد و رشته های طناب را از هم باز کند، یک طناب بلند تر ببافد و آن را پایین بیندازد تا آنها برای او طناب فرود و چکش به بالا بفرستند.

این بیشتر به یک شوخی تلخ شباهت داشت . اما او با تلاشی فوق انسانی این کار را انجام داد. بریدن طناب با چاقو باز گشت با دست خالی از روی طناب به بالا باز کردن رشته های یخ زده طناب از هم تنها با یک دست و دندان ........گره زدن رشته های نازک ساعت ها زمان برد و در نهایت او توانست ریسمان باریکی درست کند به انتهای آن یک سنگ ببندد و آن را به پایین بیاتدازد. و آنقدر تاب بدهد تا به دست گروه پایین برسد.

تیم امداد یک طناب میخ و چکش برای او به انتهای ریسمان گره زد او آرام آرام ریسمان را بالا کشید. کم کم امید در دل ها جوانه می زد. اما طنابی که برای او فرستاده بودند کوتاه آمد. آنها با گره یک طناب دیگر به انتهای آن اضافه کردند. او میخ ها را در سنگ کوبید و اماده فرود شد. او به روشی فرود آمد که ما به نام فرود کارابین می شناسیم.

در این شیوه با یک طناب انفرادی که به دور کمر بسته می شود نوعی هارنس ( صندلی فرود ) ایحاد می کنند یک کارابین به آن می اندازند طناب از یک کارابین به روی شانه می افتد و نفر به پایین می رود او آرام آرام شروع به فرود کرد و کمتر از ده متر تا پایان این بازی دردناک مانده بود .

شاید در لحظه ای که او گره را در دست خود احساس کرد فهمید چه اتفاقی افتاده شاید هم، زمانی که گره در پشت کارابین گیر کرد و ادامه فرود دیگر ممکن نبود.

گره درشت و یخ زده بسیار بزرگتر از آن بود که از کارابین عبور کند. او با چنگ و دندان و همه توان خود می خواست آن گره را از کارابین عبور دهد. کافی بود که گره از کارابین رد شود تا این کابوس به اتمام برسد اما تقدیر نقش دیگری رقم زده بود.

نفرات تیم امداد او را تشویق به ادامه تلاش می کردند اما ناگهان او دست از تقلا کشید و با صدایی رسا گفت: دیگر نمی توانم ادامه بدهم و برای همیشه به ابدیت پیوست.



تصویری که از این صحنه دردناک برداشته شده است یکی از تلخ ترین صحنه هایی است که در کوهستان ثبت شده است . تصویری سیاه و سپید و بسیار تلخ ......

پیکر بی جان کوهنوردی که فراتر از توان انسانی برای زنده ماندن جنگید اما مغلوب شد, در چند متری تیم امدادی که هیچ کاری از دست آنها ساخته نیست .
منبع: باشگاه کوهنوردی دماوند گرگان

ارسال شده در تاریخ دوشنبه 1 اسفند 1390 - ساعت 12:33 تعداد بازدید : 1742
ارسال کننده : سعید کرمی
تاریخ ارسال : سه شنبه 23 خرداد 1396 - ساعت 06:44

با سلام به همگی شاید باور نکنید ولی من پنج ساله که درگیر این تراژدی هستم فیلم مستند این داستان واقعی دیدم ولی هر چه دنبالش میگردم پیداش نکردم اگه کسی داره خیلی مرد اگه برام بفرستش .
ارسال کننده : علی بلون Email : ali.boloon@yahoo.com
تاریخ ارسال : دوشنبه 9 ارديبهشت 1392 - ساعت 21:28

با سلام به همه اونایی که روحی به بزرگی و طراوت کوهستان دارند منم فیلم سعود از دیواره شمالی آیگر رو دیدم اما هر چقدر گشتم نتونستم گیرش بیارم بسیار زیباست ممنون میشم کسی داشته باشه یه جوری به دستم برسونه.
ارسال کننده : شازده کوچولو
تاریخ ارسال : دوشنبه 1 اسفند 1390 - ساعت 18:13

سلام
بسیار جالب بود
قبلا فیلم این ماجرا از تلوزیون پخش شده بود را دیده بود
موفق و پیروز باشید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ روابط عمومی: ممنون از توجه خاص شما
ارسال کننده : محسن
تاریخ ارسال : دوشنبه 1 اسفند 1390 - ساعت 15:46

خیلی جالب بود
.:: ارسال نظر جدید ::.

نام کامل : (الزامی)
آدرس ایمیل :
آدرس سایت :
متن نظر : (الزامی)
کد امنیتی :  (الزامی)